سفارش تبلیغ
صبا
روزگار تن‏ها را بفرساید ، و آرزوها را تازه نماید ، و مرگ را نزدیک آرد ، و امیدها را دور و دراز دارد . کسى که بدان دست یافت رنج دید ، و آن که از دستش داد سختى کشید . [نهج البلاغه]
لوگوی وبلاگ
 

آمار و اطلاعات

بازدید امروز :121
بازدید دیروز :124
کل بازدید :344204
تعداد کل یاداشته ها : 179
97/9/23
11:23 ع
موسیقی
مشخصات مدیروبلاگ
 
عبدالله عاصی[94]
عبدالله هستم بنده خدا و از کثرت گناهان مشهور به عاصی

خبر مایه
لوگوی دوستان
 

بعضی سخنان و نکته ها چند هزار سینه را شکافته و نقل شده و هزاران سال را طی کرده تا به گوش من و شما برسه و در قلب ما حک بشه پس شاید کتیبه نام با مسمایی برای این بخش باشه اگر اسم بهتری به ذهنتون رسید حتما کمکم کنید

رفقا می خوام توی این بخش حرفای آموزنده و کارگشایی که می شنویم و بذاریم تا بقیه هم ببینند و استفاده کنند.گاهی یک نکته یک جمله و حتی یک کلمه زندگی آدم رو زیر و رو می کنه شما هم اگر مطلبی داشتید دریغ نکنید.

عشق انسان را آزاد می کند.هر چیزی انسان را در بند می کند به جز عشق ! عشق بندها را باز می کند و پرواز می دهد.

عشق یعنی رها کردن روح از همه تعلقات به سوی یک تعلق

شمع یا ستاره باشیم.نور یک ستاره زیباست و چراغ روشنایی شبهای ما و برای خودش نزدیک شدن به روز مرگ و نیستی

اگر کار خوبی انجام نمی دهیم و نمی توانیم گناه را ترک کنیم، لااقل برای گناه برنامه ریزی نکنیم

همه دین و تمام دستورات خداوند در دو کلمه خلاصه می شود : مرنج و مرنجان

وفاکنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافری است رنجیدن 

مردی مقابل گل فروشی ایستاد.او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد ?دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می کنی ؟
دختر گفت : می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است . مرد لبخندی زد و گفت :با من بیا?من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم ؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نیست!
مرد دیگرنمی توانست چیزی بگوید?بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد?به گل فروشی برگشت?دسته گل را پس گرفت و ??? کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد.
شکسپیر می گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!

انسان فرزانه کسی است که به جای کشتن امیالش آنها را مهار کند.

گناه هدر دادن انرژی های نهفته در درون آدمی است.اگر این انرژی ها را هدر ندهیم و ذخیره کنیم به قدرتی دست می یابیم که به اندازه قدرت بی انتهای خداست.

جملات اسرارآمیز زندگی : سرنوشت هرکس به دست خودش رقم می خورد / هرچه واقع می شود در آن خیری نهفته است / توکل به خدا . . .

وقتی دوستی به سراغ شما می آید ، به خود نگویید که «او برای پرکردن تنهایی من آمده است!» شاید خداوند شما را برای بر طرف کردن مشکل او سر راهش قرار داده است.

تمام راهها به یک جا می رسند.راه خودت را انتخاب کن و پیش برو.هیچگاه سعی نکن همه راهها را انتخاب و طی کنی !

کلام قدرت دارد و کلمه قدرت است و انسان حیوان ناطق و پیوسته در حال نطق.نطق ظاهر یا باطن.اگر می خواهی قدرت مثبت داشته باشی نطقت را مثبت کن و کلمه الله هی العلیا . . .

عظمت دنیا به حدی است که گاهی ستاره ای را که ما اکنون مشاهده می کنیم ، ممکن است میلیون ها سال قبل خاموش شده باشد و نورش اکنون به ما رسیده است. . . و خداوند این عالم چه قدر باعظمت است !؟

هیچگاه دو عارف را نمی توان یافت که از یک طریق یکسان به عرفان رسیده باشند.راه رسیدن به خدا به تعداد راه روندگان است.همانگونه که پیرطریقت و مرشد اعظم فرمود:الطرق الی الله بعدد انفس الخلایق.زیرا راه و رونده یکی هستند و بیشمار اما توشه راه یکسان است . . . انجام واجبات و ترک محرمات